الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

634

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

( وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ - 12 / مؤمنون ) تا آنجا كه مىگويد : ( فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً - 14 / مؤمنون ) عِلْق : چيز گرانقيمت و نفيسى كه صاحبش بر آن تعلّق پيدا مىكند و آن را از خود دور نمىنمايد . عَلِيق : كيسهء چرمى و پوزه بند ستوران . عَلِيقَة : ستورى كه با غير صاحبش براى حمل بار فرستاده مىشود و كار دشوار مىشود ، شاعر گويد : أرسلها عليقة و قد علم * أنّ العَلِيقَات يلاقين الرّقم ( ستور باربر را براى حمل بار فرستاد و مىدانست كه چنان ستورانى به بلا و سختى برخورد مىكنند ) . عَلُوق : ناقه‌اى كه بنوزادش مهربان و همراه است و نيز - عَلُوق : مرگ . عَلْقَى : درختى است كه از آن جاروب مىسازند . عَلِقَتِ المرأةُ : زن باردار شد . رجلٌ مِعْلَاق : مردى سخت خصومت كه به هر دليلى به خصمش درآويزد . علم : عِلْم ادراك حقيقت چيزى است و بر دو گونه است : 1 - ادراك ذات شيء . 2 - حكم كردن بر وجود چيزى با وجود چيز ديگر كه برايش ثابت و موجود است يا نفى چيزى كه از او دور و منفى است . پس علم در نوع اوّل متعدّى به يك مفعول است ، مثل آيه : ( لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ - 60 / انفال ) ( شما به آنها آگاه نيستيد ، خدا به آنها آگاه است ) . و علم در معنى دوّم متعدّى به دو مفعول است ، مثل آيات : ( فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ - 10 / ممتحنه ) ( هر گاه آنها را زنان مؤمنه‌اى يافتيد ) يَوْمَ